تاریخچه ژنتیک

تاریخچه ژنتیک

تاریخچه ژنتیک

برای دانستن حقیقت آنچه که در گذشته اتفاق افتاده است، باید در بیش از یک منبع علمی جست و جو کرد. همه ما علم ژنتیک را با نام دانشمند راهب اتریشی تبار “آقای گریگور مندل” پدر علم ژنتیک می شناسیم؛ اما آیا مندل آغازگر تلاش های مستمر در راه کشف دنیای بی پایان ژن ها بود؟ جواب این سوال منفی است! وی در سال 1866 میلادی کار خود را با نظریه های احتمالی خود شروع نمود و حین انجام پژوهشش از اطلاعات پیشینیان در این مورد یاری جست. مرکز ژتیک پزشکی سیتوژنوم در این مقاله قصد دارد به بررسی تاریخچه ژنتیک بپردازد و جنبه های مختلف آن را تشریح نماید.

از فیثاغورث تا مندل

تاریخچه ژنتیک از دوران کلاسیک با مشارکت فیثاغورث، بقراط، ارسطو، اپیکور و دیگر دانشمندان قدیمی شروع می شود. در ادامه به توضیح نظریه این دانشمندان در مورد ژنتیک و توارث صفات خواهیم پرداخت:

1. نظریه ژنتیکی بقراط

نظریه ژنتیکی بقراط
نظریه ژنتیکی بقراط

اولین نوشته های مربوط به موضوع وراثت مربوط به بقراط پزشک یونانی و به اصطلاح “پدر طب غربی” (400 قبل از میلاد) و ارسطو (350 قبل از میلاد) است.  نظریه بقراط با نام نظریه ژنتیکی “آجر و ملات” (یا bricks and mortar) شناخته می شود و می گوید که مواد تاکسونومیکی شامل مواد فیزیکی هستند که از تمام قسمت های بدن نشأت می گیرند و در منی مردان تجمع پیدا کرده اند و این مواد در درون رحم زن به یک انسان تبدیل می شود.

2. ارسطو و مخالفت با نظریه بقراط

ارسطو و مخالفت با نظریه بقراط
ارسطو و مخالفت با نظریه بقراط

طبق گزارشات موجود در تاریخچه ژنتیک، ارسطو با نظریه آجر و ملات بقراط موافق نبوده است، زیرا اعتقاد داشت که این نظریه نمی تواند وراثت را در نواحی از بدن مانند ناخن، مو، صدا و … را توضیح دهد. زیرا این صفات ناشی از بافت های مرده هستند و نمی توانند در تولید مثل نقش داشته باشند. ارسطو همچنین به مواردی اشاره کرد که ممکن است کودکان بیشتر شبیه پدربزرگ و مادربزرگ خود باشند تا پدر و مادرشان و بنابراین موادی که در تولید مثل نقش دارند (در آن زمان اسپرم و تخمک شناخته نشده بود) از نواحی مختلف بدن جمع آوری نشده اند، بلکه جنس آن ها مواد مغذی است که به منظور تولید مثل ایجاد و تخصصی شده اند. ارسطو همچنین معتقد بود که زنان نیز در تعیین شکل و برخی صفات جنین نقشی کمک کننده دارند.

3. فیثاغورث و ژنتیک

فیثاغورث و ژنتیک
فیثاغورث و ژنتیک

فیثاغورث ساموس (حدود 570 تا حدود 495 قبل از میلاد) فیلسوف یونان باستان و بنیان‌گذار مشهور فیثاغورسیسم بود. فیثاغورس تصور می کرد که تمام ویژگی های ارثی از پدر به کودک منتقل می شود و مادر فقط محل و تغذیه جنین را تأمین می نماید. او اعتقاد داشت که مایع منی ترکیبی از اطلاعات ارثی است که در بدن یک مرد حرکت می کند و مایعات موجود در هر اندامی را در سفرهای خود جمع آوری می کند. در نهایت این مایع هنگامی که مرد آن را در داخل واژن خانم بریزد، تشکیل یک کودک را در رحم مادر می دهد.

ریشه شناسی ژنتیک

4. اپیکور و توارث غالب و مغلوب!

اپیکور و توارث غالب و مغلوب
اپیکور و توارث غالب و مغلوب

در گزارشات موجود در تاریخچه پزشکی آمده که: اپیکور فیلسوف آتنی، با مشاهده خانواده ها به نقش مردان و زنان در ایجاد ویژگی های ارثی پی برده است. او همچنین به انواع مدل های توارث غالب و مغلوب (Dominant و Recessive) توجه کرد و به تفکیک و معرفی مجموعه مستقل “اتم های اسپرم” پرداخت.

5. گریگور مندل پدر علم ژنتیک

تاریخچه ژنتیک
تاریخچه ژنتیک

ریشه و تاریخچه ژنتیک مدرن را باید در خاطرات گرگور مندل در مورد هیبریداسیون گیاه نخود فرنگی (در سال 1865) جستجو کرد. مندل با لقاح دادن گیاهان نخودفرنگی و بررسی نسل های دوم و سوم آن ها بعد از لقاح، متوجه شد که قوانینی خاص برای انتقال صفات وجود دارد. با این حال کلمه “ژنتیک” در سال 1906 برای نشان دادن علم و اطلاعات جدید وراثت ابداع شد. این علم که بر اساس روش مندلی برای تجزیه و تحلیل وراثت پایه گذاری شده است به توضیح مفاهیمی مانند ژن، ژنوتیپ و فنوتیپ می پردازد. با همه این اوصاف، نظریات مندل تا بعد از مرگش مورد حمایت انجمن های علمی قرار نگرفت؛ او سه قانون مهم به نام قوانین مندل دارد که عبارت هستند از:

  • قانون اول: قانون تفکیک ژن‌ ها
  • قانون دوم: قانون جور شدن مستقل ژن‌ ها
  • قانون سوم: قانون غالبیت

هموزیگوت به چه معناست؟

6. تلاش های درویس برای ژنتیک مدرن

تلاش های درویس برای ژنتیک مدرن
تلاش های درویس برای ژنتیک مدرن

در سال ۱۹۰۰ میلادی کشف های جدید باعث شد که قوانین ارائه شده گریگور مندل توسط دانشمندانی مانند درویس، شرماک و کورنز مورد توجه و قبول قرار بگیرد و در نهایت مندل توسط جامعه علمی “پدر علم ژنتیک” نامیده شود. این چند دانشمند به رهبری توماس هانت مورگان قوانین مندلی را توسعه دادند که در سال 1925 مورد پذیرش گسترده پژوهشگران قرار گرفت. با معرفی الگوهای اساسی وراثت ژنتیکی، بسیاری از زیست شناسان به بررسی ماهیت فیزیکی ژن ها روی آوردند به طوری که در دهه 1940 و اوایل 1950، نتایج آزمایشات و پژوهش ها از DNA به عنوان بخشی از کروموزوم ها که ژن ها را در خود نگه داشته اند، یاد کردند.

تمرکز بر موجوداتی دیگر مانند ویروس ها و باکتری ها، همراه با کشف ساختار مارپیچی DNA در سال 1953، گذار به عصر ژنتیک مولکولی را مشخص کرد. در سال های بعد، شیمیدان ها تکنیک های تعیین توالی اسیدهای نوکلئیک و پروتئین ها را توسعه دادند و رابطه بین این دو شکل از مولکول های بیولوژیکی را تعیین و کدهای ژنتیکی را کشف کردند. تنظیم بیان ژن ها در دهه 1960 به یک موضوع اصلی تبدیل شد و طی دهه 1970 بیان ژن ها از طریق مهندسی ژنتیک، توسط پژهشگران علوم پایه کنترل و دستکاری شد. در دهه های آخر قرن بیستم، بسیاری از زیست شناسان بر پروژه های ژنتیک در مقیاس بزرگ، مانند توالی کل ژنوم ها تمرکز کردند و به نتایج شگفت انگیزی دست یافتند.

مترجم: سارا فرخی

دسته بندی : مقالات

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *